تبليغاتX
...: غربت تنهايي :...

...: غربت تنهايي :...
به نام آنكه در هجران غربت ... به دلها ميدهد درس محبت

نتوان گفت


نتوان گفت که اين قافله وا مي ماند
خسته و خفته از اين خيل جدا مي ماند
اين رهي نيست که از خاطره اش ياد کني
اين سفر همره تاريخ به جا مي ماند
دانه و دام در اين راه فراوان اما
مرغ دل سير ز هر دام رها مي ماند
مي رسيم آخر و افسانه ي وا ماندن ما
همچو داغي به دل حادثه ها مي ماند
بي صداتر ز سکوتيم ولي گاه خروش
نعره ماست که در گوش شما مي ماند
برويد اي دلتان نيمه که در شيوه ما
مرد با هرچه ستم هر چه بلا مي ماند


نوشته شده در ساعت 17:53 توسط مريم
لینک ثابت |